ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
239
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
پنج هزار نفر جمعيت را در درون خود جاى مىدهد و كوچهها ، راهروها ، ميدانها چهارراهها ، مهمانخانهها و مسجدهاى مرتبى دارد . راهروهاى وسيع پيچ در پيچ سرپوشيدهاش تماما زير گنبدهاى آجرى روزنهدارى قرار گرفتهاند و اين روزنهها طورى تعبيه شدهاند كه نور و هوا از خلال آنها به داخل بازار نفوذ مىكند ، ولى بازارىها و آنهايى كه آنجا كار يا آمد و رفت دارند ، از گرماى طاقتفرساى هوا و از تابش آفتاب سوزان تهران به هيچ وجه احساس ناراحتى نمىكنند . كاسبكاران در گوشهى دكانهاى خود مىنشينند و انبوه جمعيت رنگارنگى را كه از بام تا شام ، با عجله ، از برابر آنها به اين طرف و آن طرف مىروند ، تماشا مىكنند . بازار علاوه بر بزرگترين محل كسب و تجارت پايتخت و امپراتورى ايران گردشگاه مناسبى براى بىكارهها و وعدهگاه و جاى ملاقات انواع و اقسام مردمى است كه آنجا همديگر را مىبينند تا كارهاى دولت را ارزيابى كنند ، از اخبار دست اول روز اطلاعاتى به دست آورند ، يا شايعات و اكاذيبى را كه دهان به دهان در شهر مىگردد و يك كلاغ چهل كلاغ مىشود از همان جا به سرتاسر شهر نشر دهند . در بازار ، ميرزاها دكان به دكان ، سرا به سرا و راسته به راسته آخرين شوخىها و متلكهاى روز را به دهانها مىاندازند . زنها دوتا دوتا ، چهارتا چهارتا و با هم راه مىروند ، نقالها داستانهاى شاهزادهها و شاهزاده خانمهاى هزار و يكشب را نقل مىكنند و نوازندهها فتوحات رستم يا فرخزاد « 1 » را همراه با صداى ساز مىخوانند . گاهى درويشى در گوشهيى مستمعى را گير مىآورد و براى او داستانهايى از اولياء الله نقل مىكند ، ولى اين مستمع براى شوخى و مسخرگى بيش از باور كردن به اينگونه افسانهها آمادگى نشان مىدهد . اين درويش بيشتر ناراحت خواهد شد اگر گذارش به يكى از حلقههاى لوطىها بيفتد كه با وضع گستاخانهيى كلاه را تا روى بناگوش پايين كشيده ، سينه چاك ، دست روى دستهى قداره به هر طرف گشت مىزنند و بيش از آنكه به شنيدن چنين حرفهاى پندآميز رغبتى نشان دهند سعى مىكنند به هر لطايف الحيلى
--> ( 1 ) . چند نفرى كه با نام فرخزاد در تاريخ ايران معروفند ، هيچ كدام داراى فتوحاتى نيستند كه يادآورى آنها موجب سرگرمى و سرافرازى ايرانيان باشد . مگر آنكه تصور كنيم نقالان و نوازندگان دورهگرد آن روزگار مىخواستند با بازگو كردن داستان حماسهها و دلاورىهاى رستم ، شكست بزرگى را كه در اثر بىسياستى و اين دست و آن دست كردن فرخزاد لاجرم نصيب ايران شد ، به ياد مردم اين سرزمين بياورند . م .